خاطرات یک مغ

 
 
'
نویسنده پائولو کوئلیو
به کوشش آرش حجازی
ناشر انتشارات کاروان
محل نشر تهران
چاپ دوازدهم
شمارگان ۵۰۰۰ نسخه
شابک ISBN 964-7033-07-9
زبان پرتغالی
تعداد جلد ۱ جلد
کتابخانهٔ ملی ایران م۷۹-۱۳۱۷۱
کتاب‌شناسی پائولو کوئلیو

خاطرات یک مغ نخستین رمان پائولو کوئلیو نویسنده برزیلی در سال ۱۹۸۷ نوشته شد.[۱][۲] نام اصلی کتاب O diario de Um Mage، می‌تواند به «خاطرات یک جادوگر» برگردانده شود. ولی در ترجمه فارسی به نام «خاطرات یک مغ» برگردانده شده است.

 

محتویات

 

خلاصه داستان

این کتاب به بیان تجربه عرفانی پائولو کوئلیو در جاده سانتیاگو می‌پردازد، یکی از سه جاده مقدس مسیحیان که اعتقاد دارند با گذر از هر کدام از این جاده‌ها نیرویی جادویی، فردی را که این جاده را پیموده در بر می‌گیرد، که این جاده‌ها دارای آزمون‌هایی برای امتحان کردن فرد در طول جاده هستند. جاده سانتیاگو هم یکی از این سه جاده است که پائولو به دنبال سفری می‌رود که استادش به او دستور می‌دهد و به دنبال شمشیری گم شده می‌گردد که تجربیاتی عمیق چه از لحاظ عرفانی و چه از لحاظ فلسفی را به خواننده منتقل می‌کند. در پایان هر فصل کتاب پائولو روش‌های عرفانی را به خواننده آموزش می‌دهد و در قسمت قبل آن رمان را به پیش می‌برد. این کتاب به اتفاقات خارق‌العادهٔ زیادی اشاره می‌کند که در زندگی انسان‌های عادی رخ می‌دهد. یک ناشر کوچک برزیلی این کتاب راچاپ کرد و فروش نسبتاً خوبی داشت، اما با اقبال کمی ازسوی منتقدان روبه‌رو شد.[۲]

یادداشت مترجم کتاب

واژه لاتین «ماگو»، برگرفته از واژه ایرانی «مَغو» است که توسط ایرانیان غربی باستانی(پارت‌ها)، که به روحانیون نسبت داده می‌شد و بعدها در دوره ساسانیان، به واژه «مٌغ» تبدیل شد. گزنفون در کتاب کوروش نامه، بنیان‌گذار طبقه مغان را کورش بزرگ می‌داند و ارسطو در کتاب درباره فلسفه می‌گوید: "مغان حتی از مصریان قدیم ترند." واژه مغ که پیش از زرتشت به طور عام برای روحانیون به کار می‌رفت، بعدها نشانگر طبقه خاصی به نام مغان شد که در آیین زرتشت، وظیفه روحانیت را بر عهده داشتند. مغان، روحانیون کیش ملی ایرانیان بودند، اما این واژه در سده پنجم پیش از میلاد، به شکل واژه مگوس (مجوس) به یونان رسید و واژه مجیک به معنای جادو از آن مشتق شد. چرا که در دوران باستان، مرز میان دین و جادو روشن نبود و روحانیون را جادوگر می‌پنداشتند. پس از ورود افکار ایرانیان به یونان، طبقه‌ای به نام مجوسان در یونان ظهور کردند. بدین ترتیب، در جامعه الحاد و چندخدایی غرب در دوران باستان، مغان، آیین اسراری، و عرفانی متعالی برای ارتباط مستقیم انسان با خدا، به دور از مراسم و تشریفات رایج در جامعه آن دوران عرضه می‌کرد. مسیری برتر برای زندگی بشر پیشنهاد می‌کردند. دیوجنس لتریوس در تعریف مغان می‌گوید «مغان عمر خود را صرف پرستش خدا می‌کنند. قربانی می‌کنند، دعا می‌خوانند. بت‌پرستی و شمایل پرستی را محکوم می‌کنند. برای خدایان جنسیت قایل نمی‌شوند. به عدالت و تقوا پابندند. و سوختن اجساد مردگان را روا نمی‌دانند، غیب گویی می‌کنند، آویختن زینت آلات و طلا را بر خود مجاز نمی‌دانند. لباس سفید می‌پوشند. بستر خواب خود را بر زمین می‌گسترانند. در خوراک به سبزی و نان جو و پنیر اکتفا می‌کنند. می‌پندارند آدمی در آینده جاودانه خواهد زیست...»[۳]


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 3:13 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد

 
 
ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد
نویسنده پائولو کوئلیو
محل نشر برزیل
چاپ ، نخستین چاپ: ۱۹۹۸
شابک 0-06-095577-5
زبان پرتغالی
کتاب‌شناسی پائولو کوئلیو

ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد ( به پرتغالی: Veronica Decide Morrer، به انگلیسی: Veronika Decides to Die ) رمانی از پائولو کوئلیو . داستان درمورد ورونیکای ۲۴ سالۀ اسلوونیاییست که علی‌رغم زندگی نرمالش تصمیم به خودکشی می‌گیرد. این کتاب تا حدودی بر پایۀ تجربیات شخصی کوئلیو از بیمارستان‌های روانی مختلف است و حول محور دیوانگی می‌چرخد. داستان حاوی این پیام است: «عقلانیت انبوهی از دیوانگی‌هاست».


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 3:12 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

کیمیاگر (رمان)

 
کیمیاگر
نویسنده پائولو کوئلیو
برگرداننده آرش حجازی
ناشر انتشارات کاروان
محل نشر تهران
چاپ نوزدهم، نخستین چاپ: ۱۳۸۳
شمارگان ۱۰۰۰
شابک ISBN 964-7033-93-1
زبان پرتغالی
تعداد جلد ۱
کتاب‌شناسی پائولو کوئلیو

رمان کیمیاگر، اثر پائولو کوئلیو نویسنده مشهور برزیلی، از رمان‌های بسیار پرفروش دههٔ پایانی قرن بیستم جهان است. این کتاب در بیش از ۱۵۰ کشور منتشر شده و به بیش از ۵۲ زبان ترجمه شده است.

 

محتویات

 

خلاصهٔ داستان

این رمان دربارهٔ چوپانی اسپانیایی به نام سانتیاگو است که زادگاهش را در اندلس ترک می‌کند و به شمال آفریقا می‌رود تا گنجی مدفون را در حوالی اهرام مصر پیدا کند. در این راه، با زنی کولی، مردی که خودش را پادشاه می‌داند، و یک کیمیاگر آشنا می‌شود و عاشق فاطمه، دختر صحرا می‌شود. همهٔ این افراد، سانتیاگو را در مسیر جستجویش هدایت می‌کنند. هیچ کس نمی‌داند این گنج چیست و آیا سانتیاگو می‌تواند بر موانع راهش در صحرا غلبه کند؟ اما چیزی که در آغاز ماجراجویی کودکانی به نظر می‌رسید، سرانجام به جستجوی گنجی مبدل می‌شود که فقط در درون می‌توان آن را یافت.

شخصیت های داستان

ماجرا مربوط به چوپان ی است به نام سانتیاگو اهل آندلس در جنوب اسپانیا . او گرچه چوپان است، ولی قبلاً مدتی در مدرسه علوم دینی تحصیل می کرده و فردی با سواد است و کتاب های داستانی و اصولاً هر کتابی که به دستش برسد می خواند. وی 2 بار خوابی دیده و در هر دو بار از او خواسته شده به اهرام مصر رفته و گنج ی مدفون را بیابد، پیرمردی ناشناس و مرموز (ملک صدق)در اولین برخورد از راز دل پسرک با وی سخن می گوید وسانتیاگو این خواب و تعبیر آن را به عنوان «افسانه شخصی» برای خود در نظر گرفته و ندیده و نشنیده گوسفندان خود را می فروشد، از دخترتاجر پارچه فروش که با او نیم نظری دارد صرف نظر می کند، ترک یار و دیار می کند و در پی حصول افسانه شخصی اش متحمل سختی ها یی می شود وحدود دو سه سال در صحراهای شمال آفریقا به طرف مصر می رود و حتی دو مرتبه تا پای مرگ می رود ، چند بار مال و ثروت قابل توجهی – حتی بیشتر از آنچه که در صورت ادامه آن زندگی عافیت طلبانه بدست می آورد- به دست می آورد و دوباره ازدست می دهد ودر نهایت و در اوج داستان پس از آن که توانایی های چشمگیری را در خود کشف کرده و به جایی که تصور می کند محل گنج است می رسد و چاله ای می کند ولی چیزی نمی‌یابد. چند راهزن به وی حمله می کنند و از راهزن می شنود که او نیز در خوابی دیده که باید به محل زندگی سانتیاگو در آندلس رفته در همان محلی که وی معمولاً گوسفندانش را نگهداری می کند حفاری کرده و گنجی را که در آنجا مدفون است بیابد ولی راهزن از آنجایی که به این قبیل خوابها و اصولاً آرزوهای شخصی اعتقادی ندارد کوچکترین تردیدی ندارد که نباید زندگی روزمره خود را به دنبال رفتن به این قبیل الهام ها مبهم مختل کند. سانتیاگو در ادامه روحیه ماجراجویی خود سریعاً به آندلس بازگشته و در مکان مورد اشاره گنج مادی را می یابد و این بار به سوی محقق کردن آرزوهای خود با پشتوانه گنجی که یافته است می رود. بی تردید ماجرای داستان بر گرفته از سبک داستان های شرقی است. خود آقای کوئِلو هم اذعان دارد که از داستان های هزار و یک شب الهام گرفته است. در جای جای داستان میل به پر کشیدن و از دلبستگی ها و تعلق ها آزاد شدن وآغاز سفر کردن را که درنهاد تمامی انسانها به درجاتی وجود دارد را به رخ خواننده می کشد. آنجا که سانتیاگو با پدرش راجع به برنامه ریزی برای آینده خود صحبت می کند و به او می گوید« دیگر نمی‌خواهد کشیش شود و شوق سفر دارد»، پدر پس از سال ها کار و تلاش بسیار یرای به دست آوردن آبی برای نوشیدن و جایی برای خفتن هنوز آرزوی سفر در ذهن داشته است. و در چشمان پدرش شوق سفر هویدا بوده است. لذا بساط سفر را برای فرزندش مهیا می کند و می گوید : «در اطراف ما تنها چوپان ها هستند که می توانند با هزینه اندک سفر کنند». یا در جایی که ملک صدق در باره نانوایی آن طرف میدان به پسرک می گوید: «او هم وقتی بچه بود عشق سفر داشت ...او هرگز نفهمیده است که انسانها در هر زمانی قادر هستند که به رویاهایشان جامه عمل بپوشانند». یا آرزوی مکه رفتن بلورفروش که با رویای مکه رفتن زنده است. گرچه استفاده ابزاری هر فرد از سفر نیز با ظرافت خاصی در متن داستان آمده است. برای مثال نانوا ارزش اجتماعی شغل نانوایی را به چوپانی که مقدمه سفر کردن است ترجیح داده و بلور فروش صرفاً با فکر کردن به سفر مکه خود را راضی می کند. کاراکتر ملک صدق تقریباً با حضرت خضر معادل سازی شده است. فردی جاودانه، دارای اطلاعات متافیزیکی که به درماندگان در راه وارد شده گشایش در کارگره‌شان می اندازد. اخذ یکدهم گوسفندان، تاکید بر اصل لزوم «مایه گذاشتن» در کار ها و به تعبیر حافظ شیراز « ارادتی بنما تا سعادتی ببری» است. در ادامه داستان روند منطقی فراموش نشده است. تمامی دارایی پسرک در بازار طاریف به یغما می رود و در ابتدای راه خواننده را با نومیدی واقع گرایانه ای مواجه می سازد. بگذریم که اصولاً داستان بر اساس داستانهای هزار و یک شب که اساساً فانتزی و غیر واقعی هستند بنا شده. جایی که سانتیاگو با زمین و باد و خورشید و در نهایت با «دستی که همه چیز را نوشته است» گفتگو می کند کاملاً غیر واقعی است. شخصیت کولی مانند شخصیت تاجری طمعکاراست که بدون سرمایه گذاری در صدد بهره مندی از سودی سرشار است. و وجود شخصیت ساده فردی چون سانتیاگو برای درنماندن مفلس هایی چون امثال کولی کافی است. شباهتی که سانتیاگو بین ملک صدق و بلور فروش و یا صاحب قهوه خانه طاریف استدراک می کند به نحوی زیبا از جاری بودن روح صفا و خیر خواهی در کائنات حکایت دارد. کیمیاگر دارای روح تکامل یافته ای است که به هر فرد جویا، آنچه که می خواهد بشنود را باز گو می کند. مثلاً به مرد انگلیسی که عمری در مطالعه و آزمایش های شیمیایی گذرانیده لزوم ادامه و استمرار آزمایش ها « از همین لحظه» را توصیه می کند و به سانتیاگو رفتن به سوی اهرام را رهنمون می گردد. و از طرفی رفتارهایی همچون ملک صدق دارد. داستان هایی که کیمیاگر جسته و گریخته برای سانتیاگو تعریف می کند همه معجونی از جمع اضداد و در واقع «درس زندگی شرقی» است. همان مطالبی که برای غربی ها «اساطیررمز و راز آلود« تلقی می شوند. بلور فروش استعاره ای زیبا از تفکر غالب جامعه است. سکون و باز هم سکون. گرچه در فکر اندیشه حرکت دارد ولی خودش خوب می داند به خودی خود هیچگاه پای در راه نخواهد گذاشت. حتی نسبت به اعمال تغییرهای جزیی در اطراف خود نیز مقاومت می کند، گرچه اگر به این «توده غالب» توضیح کافی داده شود و با مقداری اصرار چاشنی شود، می توان ایشان را به سوی تعالی سوق داد. شاکله داستان حرکت و تشویق به آن است ولی در جای جای داستان لزوم واقع بینی و دوراندیشی آورده شده است. بگذریم که دست آخر پس از تحمل سفری طاقت فرسا گنج را در آغل موقت گوسفندانش و به اصطلاح «بیخ گوش خود» می یابد.

تأثیرگیری از مثنوی معنوی و منابع دیگر

در نقدها و بررسی ها، این احتمال مطرح شده که رمان کیمیاگر پائولو کوئلیو تحت تأثیر یا با اقتباس از داستانی در دفتر ششم مثنوی معنوی اثر مولوی نوشته شده باشد. هرچند پائولو کوئلیو خود تأثیرگیری اش را از مثنوی نفی نمی‌کند، اما ادعا می‌کند این رمان را با الهام از داستانی در هزار و یک شب ترجمه خورخه لوئیس بورخس با نام قصه دو رویابین نوشته است که شاید خود الهام بخش مولوی بوده. لازم به ذکر است که پائولو کوئلیو در جوانی در هیئت یک هیپی در سفری که به ایران داشته در محضر عارفی بنام ضیاالدین مولوی که آرامگاه وی در خانقاه ظهیرالدوله در دربند تجریش قرار دارد، با اندیشه‌ها و افکار مولانا و به احتمال زیاد با این داستان مولوی آشنایی یافت. منتقدی به نام نیراو بات ادعا می‌کند که این داستان از یک افسانه انگلیسی به نام دستفروش سوافهام"[۱] گرفته شده باشد که لئو پروتز نیز در داستان شبی در زیر پل سنگی و خورخه لوئیس بورخس در قصه دو رویابین از آن الهام گرفته اند..[۲]

در مواردی کیمیاگر با شازده کوچولو اثر سنت اگزوپری مقایسه شده که در آن، شازده کوچولو سیاره کوچکش را به دنبال کشف چیزهای بزرگ‌تر رها می‌کند و در پایان پی می‌برد که گنج واقعی در سیاره خودش است.[نیازمند منبع] شباهت‌های زیادی هم بین کیمیاگر و رمان سیذارتا اثر هرمان هسه وجود دارد. گاهی هم این رمان با داستان پسر گمشده انجیل مقایسه می‌شود.


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 3:12 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

آوسنه بابا سبحان

 
 

آوسنهٔ بابا سبحان (افسانهٔ بابا سبحان) اثری از محمود دولت‌آبادی است. فضای داستان همچون اکثر نوشته‌های دولت‌آبادی در روستاهای خراسان رخ می‌دهد و رنج و ادبار روستاییان شرق ایران را به تصویر می‌کشد.[۱] این اثر، نمونه‌ای خوب از نوشته‌های کمتر سیاسی و بیشتر رمانتیک دولت‌آبادی است.[۲]

 

محتویات

 

 

بابا سبحان پیرمرد فقیر و از کارافتاده‌ای است که شکم خانواده‌اش را با نان خالی سیر می‌کند. دو پسر او بر روی زمینی کار می‌کنند که متعلق به بیوه‌زنی ثروتمند است؛ بخش کوچکی از زمین نیز به پسران بابا سبحان تعلق دارد. همسر برادر بزرگ‌تر باردار است. لذت‌بخش‌ترین و سرورانگیزترین بخش زندگی آنان، نهاری است که پس یک روز کاری سخت و طاقت‌فرسا می‌خورند. با تصمیم ناگهانی بیوه‌زن مبنی بر اجاره دادن زمینش به مردی دیگر، به یک باره اوضاع دگرگون می‌شود و همان شادی و رضایت‌مندی اندک نیز از کانون خانوادهٔ بابا سبحان رخت بر می‌بندد. پسران خانواده تصمیم می‌گیرند که در برابر این تصمیم بیوه‌زن ایستادگی و از حق خود دفاع کنند.[۳]

 

انتشار

آوسنهٔ بابا سبحان را بهمن نیرومند با عنوان Die alte Erde به زبان آلمانی ترجمه کرده‌است.[۴][۵]


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 3:32 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

چنین کنند بزرگان

 
 

چنین کنند بزرگان نام ترجمه‌ای است از کتاب انحطاط و سقوط عملاً همه‌کس (به انگلیسی: The Decline and Fall of Practically Everybody) (۱۹۵۰) که با ترجمه نجف دریابندری در سال ۱۳۴۹ در تهران منتشر شد. اصل کتاب از ویل کاپی است[۱].

ترجمه دریابندری از این کتاب با زبانی طنزآمیز و دلپذیر، همراه با ناشناس بودن نویسنده کتاب اصلی برای خواننده فارسی‌زبان، باعث حدس و گمان‌هایی در مورد واقعی بودن اصل کتاب در ایران شد و برخی آن را تالیف دریابندری (و به نظر برخی، با همکاری احمد شاملو) می‌دانستند.

مقاله‌ای در نشریه ماهانه گل‌آقا به این حدسیات پایان داد.


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 3:26 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

بازمانده روز

 
 

بازمانده روز (به انگلیسی: The Remains of the Day) سومین کتاب نوشتهٔ کازو ایشی گورو نویسندهٔ انگلیسی-ژاپنی است که در سال ۱۹۸۹ موفق شد جایزه بوکر را از آن نویسنده‌اش کند. این کتاب با ترجمه نجف‌ دریابندری توسط نشر کارنامه در ایران منتشر شده است. در سال ۱۹۹۳ فیلم سینمایی ساخته شده از روی این کتاب با شرکت آنتونی هاپکینز و اما تامسون در هشت رشته نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

همانند دو رمان پیشین ایشی‌گورو، بازمانده روز هم از زبان اول شخص روایت می‌شود. آقای استیونز، راوی داستان، سرپیش‌خدمت خانه‌ای اشرافی در انگلستان است که خاطرات زندگی گذشته‌اش را در خلال اتفاقاتی که هم‌اکنون روی می‌دهد بازگو می‌کند. قسمت عمده داستان به رابطه حرفه‌ای و مهم‌تر از آن عاطفی استیونز با یکی از همکاران قدیمش، خانم کنتن سرخدمت‌کار خانه می‌پردازد.

 

محتویات

 

خلاصه داستان

بازمانده روز داستان آقای استیونز سرپیش‌خدمتی انگلیسی است که زندگی خود را وقف خدمت وفادارنه به لرد دارلینگتون کرده است. داستان با رسیدن نامه‌ای از یک همکار قدیمی شروع می‌شود. در این نامه خانم کنتن از زندگی زناشویی خود می‌گوید که استیونز آن را حمل بر نارضایتی او از ازدواجش می‌کند. همزمان با رسیدن نامه موقعیتی برای استیونز پیش می‌آید که بتواند به بهانه تحقیق درباره استخدام مجدد خانم کنتن،دوباره برگردد سراغ رابطه‌ای که زمانی آن را بسیار دوست می‌داشته است. ارباب جدید خانه،‌آمریکایی ثروتمندی به نام فارادی او را تشویق می کند که ماشین را بردارد و برود به مرخصی‌ای که بی‌شک استحقاقش را دارد. این سفر فرصتی می‌شود برای استیونز که وفاداری تزلزل‌ناپذیرش به لرد دالینگتون، معنای و مفهوم «تشخص» و حتی رابطه خودش با پدرش را مورد بازاندیشی قرار دهد. دست آخر، استیونز مجبور می‌شود که به مهفوم واقعی رابطه‌اش با خانم کنتن بیندیشد. هر چه کتاب پیش می‌رود نشانه‌های عشق خانم کنتن به آقای استیونز، و تمایل متقابل او، آشکار می‌شود.

در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، زمانی که این دو دوشادوش هم کار می‌کنند، از اعتراف به عشقشان نسبت به یکدیگر طفره می‌روند. تمام مکالمه‌هایی که یادآوری می‌شوند نشان از رابطه‌ای حرفه‌ای دارند که گاهی به مرز عشق و علاقه نزدیک می‌شوند اما هرگز از آن عبور نمی‌کنند.

بعداً مشخص می‌شود که خانم کنتن بیست سالی است که ازدواج کرده و حالا دیگر نه خانم کنتن که خانم بن خوانده می‌شود. خانم بن اعتراف می‌کند که گاهی به این فکر می‌کند که زندگی با آقای استیونز چگونه می‌توانست باشد اما حالا دیگر شوهرش را دوست دارد و در انتظار تولد اولین نوه‌اش است. استیونز به فرصت‌های از دست‌رفته می‌اندیشد، هم با خانم کنتن و هم با اربابش لرد دارلینگتون. در پایان داستان، استیونز به آنچه از روز بازمانده می‌پردازد که اشاره‌ای است به آینده او در خدمت به آقای فارادی.

بن‌مایه‌ها

تشخص

مهم‌ترین جنبه زندگی استیونز تشخص او به عنوان یک سرپیش‌خدمت انگلیسی است. برای استیونز جلوه‌هایی از تشخص ناب، به خصوص در مواقع دشوار و حساس، است که یک «سرپیش‌خدمت ممتاز» را می‌سازد. از همین رو، استیونز برای حفاظت از هویتش، پیوسته حس تشخصی درونی و بیرونی را حفظ می‌کند.

البته این فلسفه تشخص بسیار زندگی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد به خصوص در زمینه محدودیت‌های اجتماعی، وفاداری و سیاست‌، عشق و رابطه‌های عاطفی. با حفاظت از تشخص به قیمت فدا کردن چنین احساساتی استیونز به نوعی حس انسانیت خود را به مفهوم شخصی آن از دست می‌دهد. دغدغه اصلی استیونز در خلال داستان نحوه ارتباط این تشخص با تجربه‌های شخصی‌اش است و همینطور نقشی که در گذشته، حال و آینده‌اش ایفا می‌کند.[۱]

شوخ‌طبعی

شوخ‌طبعی بن‌مایه‌ای مرکزی و بنیادی در این رمان است. در ابتدای داستان استیونز این را به عنوان وظیفه‌ای معرفی می‌کند که برای راضی کردن آقای فارادی باید آن را به نحو احسن انجام دهد. او این وظیفه جدید را بسیار جدی دنبال می‌کند. به آن می‌اندیشد، در اتاقش آن را تمرین می‌کند و برای پیشرفت شم طنزش به برنامه‌ای رادیویی با عنوان «دو بار در هفته یا بیشتر» گوش می‌دهد. او شوخ‌طبعی را روی کسانی که باایشان برخورد می‌کند (مثلاً محلی‌های مهمان‌خانه‌ای در نزدیکی تانتون) تمرین می‌کند اما توفیقی نمی‌یابد. او از این بابت عصبی و درمانده می‌شود اما متوجه نمی‌شود که خرابی کار ناشی از نحوه اجرای اوست. اهمیت واقعی شوخ‌طبعی وقتی معلوم می‌شود که در پایان داستان استیونز به سرپیش‌خدمتی بازنشسته برمی‌خورد که سر صحبت را با او باز می‌کند و به او توصیه می‌کند از ایام پیری‌اش لذت ببرد. بعد از آن استیونز با دیدی مثبت به هیاهوی افراد اطرافش گوش می‌دهد و درمی‌یابد که شوخ‌طبعی کلید خوش‌رویی بشر است.

محدودیت‌های اجتماعی

داستان شرایط استیونز را صصرفاً به عنوان چیزی شخصی مطرح نمی‌کند. به وضوح اینطور به نظر می‌رسد که موقعیت استیونز به عنوان سرپیش‌خدمت به تدریج امکان داشتن یک زندگی عاطفی راضی‌کننده را از او گرفته است. پدرش می‌میرد، و استیونز چنان نگران انجام بی‌عیب و نقض وظایف سرپیش‌خدمتی است که فرصت عزاداری ندارد (چیزی که بعداً با بسی افتخار از آن یاد می‌کند). همچنین استیونز ناتوان از بیان احساسات درباره مسایل شخصی است چرا که بیان چنین عواطفی تشخصش را در معرض خطر قرار می‌دهد.

وفاداری و سیاست‌

در طول کتاب استیونز کاملاً‌ وفادار به لرد دارلینگتونی تصویر می‌شود که برخورد دوستانه او با آلمان، از طریق دوستی‌اش با خانم چارلز بارنت، منجر به ارتباط نزدیکش با سازمان‌های راست افراطی مثل سیاه‌پوشان متعلق به سر اسوالد موزلی می‌شود. به همین دلیل او دو نفر از خدمه خانه که یهودی هستند را مرخص می‌کند (که بعداً از این بابت ابراز تأسف می‌کند.) او همچنین با دیپلمات‌های انگلیسی و آلمانی در ارتباط است. در فصل «روز چهارم - بعد از ظهر» شرح ملاقاتی بین نخست‌وزیر و سفیر آلمان در یکی از اتاق‌های سرای دارلینگتون داده می‌شود. برای استیونز بسیار مشکل است بپذیرد که اربابش ممکن است اشتباه کند چرا که تربیت و اصالت لرد دارلینگتون نوعی تشخص برایش ایجاد می‌کند که رو را فراتر از استیونز قرار می‌دهد.

عشق و رابطه‌های عاطفی

به نظر می‌آید استیوتز تا حدودی به احساسات خانم کنتن آگاهی دارد اما از ابراز احساسات متقابل خودداری می‌کند. کارهای خانم کنتن اغلب او را متعجب و گیج می‌کند اما یادآوری‌های او برای خواننده نشان از فرصت‌های ازدست‌رفته در رابطه‌شان دارد. با این حال، استیونز هرگز قادر به پذیرفتن پیچیدگی اخساساتی که که نسبت خانم کنتن دارد نیست و فقط تأکید می‌کند که «رابطه حرفه‌ای ممتازی» داشته‌اند. تنها محدودیت‌های موقعیت اجتماعی او نیست که باعث می‌شود از چنین کاری خودداری بورزد بلکه رشد عاطفی (یا عدم‌رشد) هم در آن دخیل است. در مدتی که با هم در سرای دارلینگتون کار می‌کنند، استیونز تصمیم می‌گیرد فاصله‌‌ای را بین خود و خانم کنتن حفظ کند. این فاصله بیشتر زاییده درک شخصی او از مسئله تشخص است تا جستجو و کشف احساساتی که بین او و خانم کنتن وجود داشته است. تنها در ملاقات نهایی این دو است که استیونز به طرز غم‌انگیزی نسبت به فرصت از‌دست‌رفته زندگی‌اش با خانم کنتن آگاهی می‌یابد.

حافظه و دورنما

ایشی‌گورو، مانند دیگر رمان‌هایش، در طول داستان از ساختارهای حافظه و دورنما بهره می‌برد. رویداد‌های گذشته از زاویه دید قهرمان اصلی، استیونز رو‌به‌پیری، روایت می‌شوند. عناصری از دوران گذشته به صورت تکه‌هایی نمایش داده می‌شود که ظاهرا، ناخود‌آگاهانه توسط استیونز سانسور شده‌اند تا به عنوان شرحی از رویداد‌های گذشته آنطور که او می‌خواهد به خواننده عرضه شوند و تلویحاً این مسئله را یادآوری کند که اطلاعات داده شده برداشتی شخصی هستند. گاهی راوی احتمال نادقیقی یادآوری‌هایش را می‌پذیرد و این خواننده را تشویق می‌کند که در صحت اطلاعاتی که استیونز ارائه می‌دهد تردید کند. هرچه بیشتر خواننده با شخصیت استیونز آشنا می‌شود، بیشتر قادر به درک مقاصد پنهانی تکه روایت‌هایی او می‌شود. این وسیله محملی می‌شود برای درگیر کردن خواننده‌ در نگاهی فراتر از حقایق مطرح شده درباره رویدادهای در دست بررسی و ابزار ادبی هوشمندانه‌ای می‌شود برای نگاهی فراتر از چهره عمومی‌‌ای که توسط شخصیتی عرضه می‌شود که مبنای وجودی‌اش متکی به ارا‌‌ئه نمایی ‌بی‌عیب و نقص است.


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 3:25 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

رگتایم (کتاب)

 
 

رگتایم رمانی است نوشته ادگار لورنس دکتروف نویسنده آمریکایی. این کتاب را نجف دریابندری به فارسی ترجمه کرده‌است.

دکتروف رگتایم را در سال ۱۹۷۵ منتشر کرد. ماجرای این رمان در ایالات متحده آمریکا می‌گذرد. داستان از سال ۱۹۰۰ شروع می‌شود و با ورود ایالات متحده به جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۷ پایان می‌پذیرد.


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 3:23 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

بیگانه‌ای در دهکده

 
 
بیگانه‌ای در دهکده
نویسنده مارک تواین
تاریخ نشر ۱۹۱۶
موضوع ادبیات
زبان انگلیسی
کتاب‌شناسی مارک تواین

بیگانه‌ای در دهکده (به انگلیسی: The Mysterious Stranger) نام یک کتاب ادبی است که توسط مارک تواین، نویسندهٔ اهل آمریکا، نوشته شده‌است. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است.[۱]

این کتاب را نجف دریابندری به فارسی ترجمه‌کرده‌است. پیشتر نیز حسینعلی تهرانی و علی منیری همین کتاب را تحت عنوان «غریبه» ترجمه کرده بودند.


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 3:21 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

ماجراهای هاکلبری فین

 
ماجراهای هاکلبری فین
Huck and jim on raft.jpg
یک کلک سنتی، جلد کتاب ماجراهای هاکلبری فین (۱۸۸۴).
نویسنده مارک تواین
تاریخ نشر ۱۸۸۴
سبک ماجرا
زبان انگلیسی
کتاب‌شناسی مارک تواین

ماجراهای هاکلبری فین کتابی اثر مارک تواین است که در سال ۱۸۸۴ برای اولین بار چاپ شد. این کتاب درپی کتاب تام سایر منتشر شد.

این کتاب داستان نوجوانی است که از پدری الکلی متولد می‌شود. او درپی دعوا با پدرش از خانه فرار می‌کند و در راه این فرار با برده سیاه پوستی به نام جیم آشنا می‌شود. آنها با کلکی که می سازند رودخانه می‌سی‌سی‌پی را طی می‌کنند. این کتاب به حوادثی که بر این دو رخ می‌دهد می‌پردازد.

 

محتویات

 

واکنش به کتاب در آمریکا

در سال ۱۸۸۵ کتابخانه‌های عمومی ماساچوست این کتاب را به خاطر «زبان بی‎ادبانه‎اش» ممنوع کردند. پیش از آن هم منتقدان کتاب را به خاطر استفاده از زبان عامیانه مضر و بی‎اهمیت تشخیص داده بودند.

ارنست همینگوی درباره این کتاب نوشته است: «ماجراهای هاکلبری فین بهترین کتابی است که تا به حال داشته‎ایم. تمام داستان‌های آمریکایی از آن بیرون آمده‎اند. چیزی پیش از آن نبوده است.»[۱]

ترجمه‌های فارسی


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 3:19 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

سرگذشت یک مسیحی تهی‌دست

 
 
'سرگذشت یک مسیحی تهی‌دست
L'avventura di un povero cristiano
نویسنده اینیاتسیو سیلونه
تاریخ نشر 1968
موضوع ادبیات
زبان ایتالیایی
کتاب‌شناسی اینیاتسیو سیلونه

سرگذشت یک مسیحی تهی‌دست (به ایتالیایی: L'avventura di un povero cristiano) نام یک کتاب ادبی است که توسط اینیاتسیو سیلونه، نویسندهٔ اهل ایتالیا در سال 1968 میلادی، نوشته شده‌است. این کتاب یکی از آثار ادبی برجستهٔ جهان است.[۱]


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد 1393 | 2:46 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |
: