نیهون‌شوکی

 
 
برگی از یکی از نسخه‌های نیهون‌شوکی، اوایل دوره هی‌آن

نیهون‌شوکی (به ژاپنی: 日本書紀) که گاه با نام نیهون‌گی[۱] (وقایع‌نامه‌های ژاپن، 日本紀) از آن یاد می‌شود، از نظر قدمت، پس از کتاب کوجیکی، دومین کتابی است که به تاریخ کلاسیک ژاپن می‌پردازد.[۲] نگارش کتاب نیهون‌شوکی در سال ۷۲۰ تحت سرپرستی شاهزاده تونری و با کمک اونو یاسومارو به پایان رسید. این کتاب شامل ۳۰ فصل است.

کتاب نیهون‌شوکی با شرح اسطوره آفرینش، سرآغاز جهان و هفت نسل اول خدایان آغاز می‌شود و پس از گذار از افسانه‌هایی چند، به رویدادهای قرن هشتم میلادی می‌پردازد. این کتاب بر فضیلت حاکمان شایسته و زیان‌باری حاکمان کج‌اندیش متمرکز می‌شود. کتاب نیهون‌شوکی به چینی کلاسیک نوشته شده است.


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 3:21 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

کاپا (داستان)

 

کاپا (به ژاپنی:河童 ) داستانی است از ریونوسوکه آکوتاگاوا درباره موجودی به همین نام و به شکل فلسفی است.

 

محتویات

 

خلاصه داستان

ماجرا مربوط به مردی است که به سرزمین کاپاها راه می یابد و با زندگی انها آشنا میشود. نویسنده به این وسیله برخی از مسائل زندگی آدمیان را به چالش می کشد.

شخصیتهای داستان

  • چاک (Chak): پزشک کاپا که به معالجه راوی داستان می پردازد.
  • بگ (Bag): کاپای ماهیگیری که در تعقیب اوست که راوی به سرزمین کاپاها راه می یابد.
  • گائل (Gael): مدیر شرکت شیشه و یکی از سرمایه داران کاپا.
  • راپ (Rap): کاپای دانشجو

ترجمه‌های فارسی


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 2:59 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

راشومون (داستان)

 

راشومون (به ژاپنی: 羅生門) داستان کوتاهی از ریونوسوکه آکوتاگاوا نویسنده زاپنی است.

اقتباس

این داستان در کنار داستان در بیشه یکی از دو داستانی است که در ساخت فیلم راشومون مورد استفاده قرار گرفته است.

ترجمه‌های فارسی

  1. مجموعه داستان راشومون برگردان: رضا دادویی نشر آدورا شامل داستانهای زیر:
  1. ترجمه دیگری از این داستان نیز در مجموعه داستان ماه عسل آفتابی ترجمه سیمین دانشور موجود است.

برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 2:57 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

لاله سیاه

 
 
'لاله سیاه
La Tulipe Noire
نویسنده الکساندر دوما (پدر)
شابک 978-0-14-044892-4 isbn
تعداد صفحات ۲۳۴ صفحه
موضوع تاریخ، ادبیات
زبان زبان فرانسوی
کتاب‌شناسی الکساندر دوما (پدر)

لالهٔ سیاه نام یک اثر ادبی نوشتهٔ الکساندر دوما، نویسندهٔ اهل فرانسه است. این کتاب یکی از آثار ادبی برجستهٔ جهان است.[۱]


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 2:47 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

ژوزف بالسامو (کتاب)

 
 
ژوزف بالسامو
Joseph Balsamo
نویسنده الکساندر دوما
برگرداننده ذبیح‌الله منصوری
ناشر ناشر فارسی: گوتنبرگ
تاریخ نشر ۱۸۵۳
موضوع ادبیات
سبک رمان تاریخی
زبان فرانسوی
کتاب‌شناسی الکساندر دوما

ژوزف بالسامو (به فرانسوی: Joseph Balsamo) نام کتابی است اثر الکساندر دوما نویسندهٔ اهل فرانسه که در ایران در سه جلد با ترجمه ذبیح الله منصوری چاپ انتشارات گوتنبرگ منتشر شده‌است. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است.[۱]

این کتاب در حقیقت مقدمه‌ای است بر کتاب غرش طوفان اثر همین نویسنده. در کتاب ژوزف بالسامو و کتاب غرش طوفان خواننده با دلایل، روند و چگونگی پیروزی انقلاب فرانسه آشنا می‌شود.

 


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 2:41 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

 

مردی در یک مغازه گل فروشی ایستاده بود و می خواست

دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد

تا برایش پست شود.وقتی از گل فروشی خارج شد ،

دختر کوچکی را دید که روی جدول کنار خیابان نشسته بود

و هق هق گریه می کرد !

مرد نزدیک رفت و پرسید:"دختر خوبم ، چرا گریه می کنی؟"

دختر در حالی که گریه می کرد گفت:"می خوام برای مادرم

یک شاخه گل رز بخرم ،ولی فقط هفتاد و پنج سنت پول دارم ."

مرد لبخندی زد و گفت:"با من بیا .

من برای تو یک شاخه گل رز خوشگل می خرم."

وقتی از گل فروشی خارج شدند،

مرد از دخترک پرسید:"مادرت کجاست عزیزم؟"

دختر دست مرد را گرفت و با دست دیگر

به قبرستان انتهای خیابان اشاره کرد .

مرد با آن دختر کوچولو به قبرستان رفتند و

آن دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت .

مرد دلش گرفت و طاقت نیاورد ...

سریع به گل فروشی برگشت ،

سفارش پست کردن دسته گل را پس گرفت و دویست مایل

رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش تقدیم کند .


برچسب‌ها: داستانک

تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 1:29 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

وجدان زنو

 
 
وجدان زنو
نویسنده ایتالو اسووو
برگرداننده مرتضی کلانتریان
محل نشر پرچم ایتالیا ایتالیایی
تاریخ نشر ۱۹۲۳
تاریخ نشر فارسی: ۱۳۶۳
تعداد صفحات ۴۷۲ صفحه
زبان ایتالیایی
کتاب‌شناسی ایتالو اسووو

وجدان زنو یا اعترافات زنو (به ایتالیایی: La coscienza di Zeno) رمانی از ایتالو اسووو نویسندهٔ ایتالیایی است. این رمان در سال ۱۹۲۳ منتشر شده است.

 

محتویات

 

در مورد رمان

کتاب، تشکیل شده از خاطرات زنو کاسینی که به اصرار روانپزشکش آن را نوشته و نشان دهنده علاقه نویسنده به تئوری‌های زیگموند فروید است. این رمان هم مثل نوشته‌های قبلی اسووو از طرف منتقدین و خوانندگان ایتالیایی کاملآ نادیده گرفته شد. به شکلی که اگر تلاش‌های جیمز جویس برای ترجمه و چاپ آن در پاریس نبود شاید تا به حال از بین رفته بود. در واقع تلاش‌های جویس برای معرفی کتاب به منتقدین فرانسوی و ستایشی که آنها از این اثر به عمل آوردند باعث توجه منتقدین ایتالیایی به آن شد. در یادداشت مترجم فارسی وجدان زنو آمده است که : شوپنهاور معتقد است که اگر به کل هستی بشر بنگریم جز تراژدی چیزی در آن نخواهیم یافت، در حالی که اگر به جزئیات آن توجه کنیم طنز و کمدی را جلوه گر می یابیم. در وجدان زنو همین دو جنبهٔ زندگی انسان به نحوی استادانه ترسیم شده است. وقتی که از ادبیات جدید اروپا صحبت می کنیم و بلافاصله به یاد جیمز جویس، پیراندلو، کافکا، پروست، لارنس، ژید و توماس مان می افتیم، نباید فراموش کنیم که ایتالو اسووو چه از جهت اصالت سبک و چه از جهت غنای ادبی از زمره این پیشگامان ادبیات نوین اروپاست. و این سخن آندره تریو را در باره وجدان زنو از یاد نبریم : " یک شاهکار عظیم و باور نکردنی ... در طول یک قرن احتمال دارد فقط پنج یا شش اثر به این غنا و عظمت خلق شود."

خلاصه رمان

رمان شامل شش فصل است: آخرین سیگار، مرگ پدر، ماجرای ازدواج من، همسر و معشوقه، داستان یک شرکت تجاری و روانکاوی.

مقدمه

من همان طبیبی هستم که بیمار من، در حدیث نفسی که به دنبال خواهد آمد، با لحنی نه چندان محبت آمیز از او حرف زده است. هر کس کمترین اطلاعی از روانکاوی داشته باشد می تواند انگیزه نفرت بیمارم را نسبت به من درک کند. در اینجا من قصد ندارم از روانکاوی حرف بزنم، چون در این کتاب به حد کافی از آن صحبت خواهد شد. مرا از این که بمارم را وادار کردم که شرح حالش را بنویسد باید بخشید؛ روانکاو ها، مسلمآ، از چنین ابتکاری گره بر ابرو خواهند انداخت. حقیقت این بود که بیمار من پیر بود و من امیدوار بودم که کوششی که او در به یاد اوردن گذشته اش به خرج خواهد داد در معالجه اش موثر خواهد بود. حتی در حال حاضر هم این فکر به نظرم درست می آید؛ از این طریق من نتایج بسیار قابل ملاحظه ای در معالجه بیمارم بدست آوردم؛ این نتایج می توانست باز هم درخشانتر باشد اگر او، در حساس‌ترین لحظه، از معالجه روگردان نمی شد و، به این ترتیب، مرا از ثمره کار دقیق و طولانی ام محروم نمی کرد. من نوشته‌های او را از جهت انتقام جویی منتشر می کنم و امیدوارم که او واقعآ از این کارم خشمگین بشود. ولی علاقه‌مندم بداند که حاضرم مبلغ زیادی را که از انتشار آن عایدم می‌شود با او نصف کنم. و برای این کار فقط یک شرط می گذارم: بیاید معالجه اش را ادامه بدهد. ظاهرآ این کار نباید برای او زحمتی داشته باشد.، علی‌الخصوص که واقعآ نسبت به خودش سخت کنجکاو است! اگر می دانست که راست و دروغی که سر هم کرده است، و در صفحات آینده از نظر همگان خواهد گذشت، چگونه تفسیر خواهد شد شاید در تصمیمش تجدید نظر می کرد! دکتر س ....

پیشگفتار

کودکی؟ به کودکی ام نگاه کنم؟ بیش از پنجاه سال است که آن را پشت سر گذاشته ام. اگر موانع مختلفی –در حقیقت کوه‌های سر به فلک کشیده ای- مرا از آن جدا نمی کرد شاید چشمان نزدیک بین من می توانست نوری را که کورسو زنان از آن می تابد مشاهده کند. دکتر به من توصیه کرده است که لازم نیست خیلی به خودم فشار بیاورم و به دور دورها نگاه کنم. از نظر این آقایان ظاهرآ وقایع خیلی نزدیک، حتی احلام و رویاهای شب گذشته هم درخور ارزیابیی و نقد و بررسی است. ولی حتی برای این کار هم انسان نیاز به نظم و ترتیبی دارد. به خاطر آن که همه چیز را از ابتدا شروع و تشریح کنم و فقط برای آن که کمکی در حل مشکل دکتر کرده باشم به محض آن که او تریست را برای مدتی طولانی ترک کرد، یکی از کتاب‌های مشهور روانکاوی را خریداری کردم. کتاب مشکلی نیست و فهم آن بسیار آسان است: حیف که بسیار ملال آور است. بعد از نهار، این منم که در صندلی راحتی دراز کشیده ام و مداد و کاغذ به دست دارم. حتی یک چین هم در پیشانی من به چشم نمی‌خورد، چون سعی می کنم کمترین فشاری به مغزم نیاورم. به نظرم می آید که فکرم جدا از من سیر می کند. من آن را می بینم: بالا و پایین رفتن آن را حس می کنم... به ظاهر تنها کاری که می تواند انجام بدهد همین بالا و پایین رفتن است. برای آن که به یادش بیاورم که فکر است و وظیفه ای به عهده دارد، مدادم را به گردش در می آورم. به محض این کار، پیشانی ام پرچین می شود: چون هر کلمه ای از ترکیب حروف درست می‌شود حجابی در جلو چشمانم می کشد و گذشته را از میدان دیدم نهان می دارد... روز گذشته، کوشش کردم فکرم را از هر گونه قید و بندی رها کنم. به امتحانش می ارزید، چون نتیجه اش خوابی بسیار عمیق و طولانی بود؛ پس از بیداری، صرفنظر از احساس سبکی و راحتی، به نظرم آمد که چیزهای مهمی را در خواب دیده ام. ولی چیزی از آن را نتوانستم به خاطر بیاورم: چیزهای مهمی که برای همیشه در کام فراموشی فرو رفتند. ولی امروز به لطف مدادی که در دست دارم، بیدارم. اشباح عجیب و غریبی در نظرم جلوه گر می شوند که هیچگونه ارتباطی با گذشته من ندارند؛ در گردنه کوهی لوکوموتیوی را که واگون‌های بیشماری به آن بسته اند. در حال توقف می بینم که معلوم نیست از کجا آمده است و به کجا می رود و به چه منظوری در آنجا ایستاده است. در حالت خواب و بیداری ام، به یادم می آید که کتاب روانکاوی ام می آموزد که انسان می تواند گذشته دور و حتی کودکی و حتی زمانی را که در قنداق بوده است به خاطر بیاورد. فورآ بچه ای در شلوار لاستیکی در نظرم مجسم می شود. ولی از کجا معلوم است که این بچه من باشم؟ او اصلآ شباهتی به من ندارد؛ این بچه به نوزادی شبیه است که چند روز قبل خواهر زنم زاییده است و همه او را به خاطر کوچکی دست‌ها و بزرگی چشم‌ها معرکه می دانستند. آه، باید بچگی ام را به خاطر بیاورم، چه کنم، چاره ندارم! بچه بیچاره من حتی راهی ندارم که تو را از آینده ای که در انتظارت است مطلع سازم؛ تویی که داری دوران بچگی ات را طی می کنی، نمی‌دانی که چه از نظر سلامت عقلی ات چقدر حائز اهمیت است که این دوران از زندگی ات را دقیقآ به خاطر بسپاری؛ مخصوصآ وقتی که پی خواهی برد که چقدر اهمیت دارد که همه زندگی ات را، حتی آن قسمت هایی را که سخت مورد نفرت توست، کاملآ از حفظ داشته باشی! فعلآ، ای بیچاره ناخودآگاه، بافت بدنت تو را به طرف کشف لذایذ حیات می کشاند و دستیابی به همین لذایذ سرچشمه همه دردها و بیماری هایت خواهد شد؛ و آنهایی که می خواهند تو را از این دردها و بیماری‌ها در امان نگه دارند باسوق دادن تو به طرف این لذایذ خود ناخودآگاه سقوطت را در ورطه دردها و بیماری‌ها تسریع خواهد کرد. چه می‌شود کرد؟ غیر ممکن است که بشود از قنداقت محافظت کرد. آه، نوزاد بیچاره، در وجود تو فعل و انفعالات مرموزی در شرف تکوین است. هر دقیقه ای که بر عمرت اضافه می شود، امکان بیمار شدنت را بیشتر می سازد؛ چون غیر ممکن است که تمام دقایق پاک و تهی از خطر باشد. از طرف دیگر، کوچولوی بیچاره من در رگهای تو خون کسانی جریان دارد که من از حال و روز آنان آگاهم. دقایقی که در حال سپری شدن است شاید پاک و تهی از خطر باشند، ولی قرونی که تو را برای تولد مهیا می کرد چنین وضعی را فاقد بوده است. مثل این که سخت از تخیلاتی که طلیعه دار خواب می تواند باشد فاصله می گیرم. فردا دوباره سعی خواهم کرد.

ترجمه فارسی

این رمان به دست مرتضی کلانتریان ترجمه و در پاییز ۱۳۶۳ چاپ شده است. بعد از بیست سال و در پاییز ۱۳۸۳ شخصاً به دست مترجم تجدید چاپ شد. در چاپ دوم ترجمه فارسی کتاب دارای ۴۷۲ صفحه است.


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : چهارشنبه یکم مرداد 1393 | 3:36 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

بدرود، محبوبم

 
بدرود، محبوبم  
نویسنده(گان) ریموند چندلر
کشور ایالات متحده آمریکا
زبان انگلیسی
گونه(ها) رمان جنایی
ناشر انتشارات آلفرد ای ناپ
تاریخ انتشار ۱۹۴۰
نوع رسانه Print (paperback)
شابک 0-394-75827-7
شماره اوسی‌ال‌سی 256294215
دیوئی 813/.52 19
کتابخانه کنگره PS3505.H3224 F3 1988/1940
پیش از آن خواب طولانی
پس از آن The High Window

بدرود، محبوبم ( به انگلیسی Farewell, My Lovely ) عنوان رمانی پلیسی، جنایی نوشته ریموند چندلر می باشد که در سال ۱۹۴۰ میلادی به چاپ رسید .

برداشت سینمایی

تا به حال سه برداشت سینمایی از رمان بدرود، محبوبم در سالهای ۱۹۴۲ ، ۱۹۴۴ و ۱۹۷۵ صورت گرفته است .


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : چهارشنبه یکم مرداد 1393 | 3:23 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

بدرود، محبوبم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
بدرود، محبوبم  
نویسنده(گان) ریموند چندلر
کشور ایالات متحده آمریکا
زبان انگلیسی
گونه(ها) رمان جنایی
ناشر انتشارات آلفرد ای ناپ
تاریخ انتشار ۱۹۴۰
نوع رسانه Print (paperback)
شابک 0-394-75827-7
شماره اوسی‌ال‌سی 256294215
دیوئی 813/.52 19
کتابخانه کنگره PS3505.H3224 F3 1988/1940
پیش از آن خواب طولانی
پس از آن The High Window

بدرود، محبوبم ( به انگلیسی Farewell, My Lovely ) عنوان رمانی پلیسی، جنایی نوشته ریموند چندلر می باشد که در سال ۱۹۴۰ میلادی به چاپ رسید .

برداشت سینمایی

تا به حال سه برداشت سینمایی از رمان بدرود، محبوبم در سالهای ۱۹۴۲ ، ۱۹۴۴ و ۱۹۷۵ صورت گرفته است .


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : چهارشنبه یکم مرداد 1393 | 3:22 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |

سیمای زنی در میان جمع

 

سیمای زنی در میان جمع (به آلمانی Gruppenbild mit Dame) نام رمانی است، اثر نویسنده آلمانی هاینریش بل که در سال ۱۹۷۱ (میلادی) انتشار یافته است.

«سیمای زنی در میان جمع» برجسته‌ترین اثر بُل است و آکادمی سوئد زمانی که در سال ۱۹۷۲ (میلادی) جایزه نوبل ادبیات را به او تقدیم کرد، این رمان را جامع آثار او معرفی کرد[۱].

بل در این اثر هم از جامعه سرمایه‌داری و هم از نظام کمونیستی انتقاد می‌کند. یه همین دلیل کتاب او با حذف بسیاری ‎از قسمت‌ها در شوروی به چاپ رسید. او عملکرد سرمایه داری را مبتنی بر حرص و طمع می‌داند و نظام کمونیستی را نیز به عدم اجرای دستورات سوسیالیزم متهم می‌کند.

بل‎ برای شرح زندگینامه لنی - شخصیت اصلی‎ داستان‎ - از ۴۸ سالگی او شروع می‌کند و پس از شرح خصوصیات حال حاضر او سیر بلندی در خاطرات گذشته او دارد. سپس لحن داستان عوض شده و زندگی او از گذشته به حال و سپس آینده شرح داده می‌شود.

ترجمه فارسی

این رمان را مرتضی کلانتریان ترجمه کرده است.


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 | 3:36 بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |
: