انسان می تواند بی آنکه انسان بزرگی باشد انسانی آزاده باشد
اما هیچ انسانی نمی تواند بی آنکه آزاده باشد انسان بزرگی باشد…

 

جبران خلیل جبران .. دلواپس شادمانی تو هستم


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ | ۱۵:۲۵ بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |
زندگی خیلی چیزها یادمان می دهد و ما مقصریم که یاد نمی گیریم

و بارها بارها در همان تله ی شیرین گرفتار می شویم …

کارلوس فوئنتس .. اینس


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ | ۱۵:۲۱ بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |
آن کس که رویاهای ما را می رباید زندگی را از ما می دزد …

ویرجینیا وولف .. اُرلاندو


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ | ۱۵:۱۱ بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |
 
 

 
 

فارنهایت ۴۵۱

 
Fahrenheit451.jpg
 
 

فارنهایت ۴۵۱ یا ۴۵۱ درجهٔ فارنهایت نام کتابی است از ری بردبری نویسندهٔ آمریکایی. خود بردبری این کتاب را تنها کتاب علمی-تخیلی خود می‌داند. کتاب مانند برخی دیگر از آثار بردبری به بحث سانسور حکومتی و کتاب‌سوزان می‌پردازد و یکی از جنجال‌برانگیزترین کتاب‌های علمی-تخیلی شمرده می‌شود. بخشی از این کتاب در کتب درسی دبیرستان‌های آمریکا آمده‌است.

۴۵۱ درجهٔ فارنهایت، دمایی است که کاغذ در آن شروع به سوختن می‌کند. (برابر با ۲۳۲،۷۸ سانتی‌گراد)

 

 
 

 

شخصیت‌ها

معیار املای شخصیتها ترجمه‌ٔ فارسی اثر است.

  • گای مونتاگ: شخصیت اصلی اثر و قهرمان داستان. یک آتش‌نشان که از کار خود لذت می‌برد.
  • کاپیتان بیتی: رییس ایستگاه آتش‌نشانی
  • میلدرد: همسر مونتاگ.
  • کله‌ریس مک‌کله‌لن: دختری در همسایگی مونتاگ که دیدار با او دید مونتاگ را عوض می‌کند.

داستان

 

داستان در جهانی اتفاق می‌افتد که خواندن یا داشتن کتاب جنایتی بزرگ محسوب می‌شود، این مشخصات جامعه‌ای است که تحت ستم یک نظام سیاسی است که شهروندانش را افرادی مجهول‌الهویه و نابالغ تشکیل می‌دهند. قرصهای شادی بخش و داروهای مسکن و خواب‌آور که نسیان‌آور نیز هستند با صفحه‌های بزرگ ویدیویی بر دیوارهای منازل هرگونه دغدغه‌ای را برطرف می‌کنند.آزاداندیشی در این جهان ممنوع و خطرناک است زیرا تعادل جامعه را مختل و اشخاص را ضداجتماع بار می‌آورد، کتاب و هرچه خواندنی است عامل اصلی این انحراف شناخته می‌شود. مسؤلیت بازیابی و سوزاندن کتاب‌های باقی‌مانده در این نظام به عهده آتش‌نشانی است. از آن‌جایی‌که خانه‌های این شهر تخیلی ضدآتشند، کتاب‌های یافته را در همان محل اختفا به آتش می‌کشند. برای کشف محل اختفای کتاب از یک سگ مکانیکی استفاده می‌کنند که پس از یافتن کتاب صاحب آن‌را که دشمن امنیت ملی نامیده می‌شود، تعقیب کرده و به قتل می‌رساند. اونیفورم و کلاه مأموران آتش‌نشانی به نشان «سمندر» یا «آتش‌پرست» مزین است؛ این خزنده از دوران باستان نماد زندگی در آتش بوده‌است.

مونتاگ آتش‌نشانی است که از کار خود لذت می‌برد. کار او سوزاندن کتاب‌های ممنوع است و از قضای روزگار تمام کتاب‌ها ممنوع هستند. اما یک باری که با کله‌ریس مک‌کله‌لن ملاقات می‌کند به او می‌فهماند که زندگی‌اش آنطور که فکر می‌کرده شاد نیست و این برای مونتاگ سرآغاز شیدایی است.

همان شب مونتاگ همسرش را در حالی می‌یابد که شیشهٔ قرص خواب را به تمامی بالا انداخته و رو به موت است و دیگر در همه چیز زندگی خود شک می‌کند. به زودی برای اولین بار کسی را می‌بیند که حاضر نشده همراه پلیسی که او را یافته برود، این زن مسن ترجیح می‌دهد با کتاب‌های خود بسوزد. این واقعه مونتاگ را وا می‌دارد که کتابی بردارد و بخواند ...

فرانسوا تروفوا، فیلم‌ساز معروف فرانسوی در سال ۱۹۶۶ میلادی فیلمی به همین نام تولید کرد. اسکار ورنر، هنرپیشه اتریشی در نقش مونتاگ و ژولی کریستی در دو نقش ظاهر شدند. ژولی کریستی یک‌بار در نقش همسر مونتاگ، میلدرد، و بار دیگر عهده‌دار نقش کلاریس بود. فیلم‌نامه در جاهایی از اصل رمان فاصله گرفته و صحنه‌هایی را حذف کرده‌است.

  • صحنه جنگ که در بخش دوم کتاب خواننده را متأثر می‌سازد، در فیلم بازآفرینی نشده‌است.
  • از سگ مکانیکی (رُبات) در فیلم نشانی نیست.
  • فابر که از دانشمندان قدیمی، عضو گروه سری «حافظان ادبیات» و ناجی مونتاگ است در فیلم حاضر نیست.
  • نام همسر مونتاگ در فیلم «لیندا» و «کلاریس» بیست‌ساله‌است و دوره تربیت معلم را می‌گذراند. درصورتی‌که در رمان ریموند داگلس بردبری دانش‌آموزی هفده‌ساله‌است که تمام روز را سرگردان بوده و در خیابان‌ها پرسه می‌زند.

توضیح

  • مایکل مور، کارگردان آمریکایی، عنوان فیلم «فارنهایت ۱۱/۹» را با نگرش بر این کتاب انتخاب کرده‌است. وی معتقد است که فارنهایت ۱۱/۹، درجه حرارتی است که آزادی را به آتش می‌کشد.
  • از آن‌جایی که مأموران آتش‌نشانی در این رمان علمی-تخیلی نه به کار اطفای حریق بلکه به آتش‌افروزی می‌پردازند، کلمه آتشنشانی در ترجمه فارسی، آلمانی، هلندی و چندی از دیگر گویش‌ها مناسب به نظر نمی‌رسد. این مشکل در زبان انگلیسی (زبان اصلی کتاب فارنهایت ۴۵۱) وجود ندارد و همه جا از کلمه «گارد آتش» یا «مردان آتش» استفاده شده‌است.

(Firemen مردان آتش & Fire Guard محافظ آتش)

برگردان به فارسی

یک ترجمه از این اثر در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی به چاپ رسیده‌است که نثری متناسب با همان دوران دارد. ترجمه دیگری توسط علی شیعه علی از طریق نشر سبزان در سال ۱۳۹۰ در دو هزار نسخه منتشر و توزیع شد.


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ | ۱۴:۵۷ بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |
من کوچک‌ بودنم را حفظ می‌کنم در صورتی که شما هم
اینقدر از بزرگیتان سوءاستفاده نکنید ..

بهرام بیضایی .. اِشغال


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ | ۱۵:۵۲ بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |
وقتی من دوستت دارم .. دیگر نیازی نداری که آدم مهمی باشی …

ژان پل سارتر .. قطعه‌ای از کتاب فروید


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ | ۱۵:۴۸ بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |
فرق بسیار زیادی ست بین کسی که

 

" کم می آورد "، با کسی که " کوتاه می آید " !

جزیره ی سرگردانی _ سیمین دانشور


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ | ۱۵:۴۶ بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |
وقتی حرف می زنیم، بیشتر میخواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را. کسی که قانع شده باشد،

 

کسی که به اندیشه های خود ایمان داشته باشد، اصلا حرف نمی زند.

فریدون تنکابنی _ یادداشت‌های شهر شلوغ 


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ | ۱۵:۴۵ بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |
ما هرگز برای بلهوسی های خود پول کم نداریم، فقط سر قیمت چیزهای مفید و لازم چانه می زنیم.

 

برای یک دختر رقاص سکه های طلا می ریزیم، اما با کارگری که خانواده گرسنه اش به انتظار پرداخت یک صورت حساب است بحث می کنیم.

هر قدر هم که ما برای لذات خودپسندی پول بدهیم، باز هرگز در نظر ما چندان گران نیست...!
چرم ساغری، اونوره دو بالزاک


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ | ۱۵:۴۴ بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |
 
 

 
 

تس (رمان)

 
تس از خانواده دوربرویل
Tess.jpg
نویسنده توماس هاردی
محل نشر بریتانیا
تعداد صفحات ۵۹۲
زبان زبان انگلیسی
کتاب‌شناسی توماس هاردی

تس از خانواده دوربرویل (انگلیسی: Tess of the d'Urbervilles) رمانی از توماس هاردی نویسنده انگلیسی است. این کتاب در آغاز به شکل سریالی و سانسور شده توسط روزنامۀ مصور گرافیک در سال ۱۹۸۱ به چاپ رسید و سپس در سال ۱۸۹۲ به شکل کتاب چاپ شد. گرچه این رمان اکنون یکی از رمان‌های برجستۀ قرن نوزدهم انگلستان و احتمالاً شاهکار هاردی محسوب می‌شود اما تس در آغاز با نقدهای متفاوتی روبرو شد که یکی از دلایل آن به چالش کشیدن اخلاقیات جنسی در اواخر دوره ویکتوریا بود.

خلاصه داستان

تس که دختری زیبا و معصوم است در پی اصرار مادر برای رفتن به دیدار خانوادۀ ثروتمند دوربرویل، که گمان می شود خویشاوندان واقعی آنان هستند، به شهر می‌رود. در آنجا با الک آشنا شده و پس از آنکه توسط او مورد تجاوز قرار می گیرد و باردار می شود به دهکدۀ خود باز می گردد. فرزند تس در حین تولد میمیرد و او به زندگی سخت گذشته باز می گردد. در همان هنگام او و کلر عاشق یکدیگر می شوند و تس پس از آشفتگی‌ها و درگیری‌های ذهنی فراوان، سرانجام در شب ازدواجشان گذشته و آنچه را که بر سر اومده را برای کلر تعریف می کند. به دنبال آن کلر که دچار دوگانگی شده است به نوعی او را از خود می راند و تس که تنها مانده است روزگار خود را با کار و نوشتن نامه برای کلر می گذراند. چندی بعد دوباره سرو کلۀ الک پیدا می شود و پشیمانی خود را از آنچه که کرده بیان می کند و از تس تقاضا دارد که همراه او برود و از این پس زندگی خوبی داشته باشد. در آخر نیز کلر که بیمار و رنجور است به اشتباه خود مبنی بر مقصر دانستن تس پی می برد و به دنبال او می‌آید. داستان به طرز غم‌انگیزی در حالی که تس الک را کشته است و به شوهرش می‌پیوندد ادامه می یابد و سرانجام با محاکمۀ تس و حکم مرگ او پایان می‌پذیرد.


برچسب‌ها: کتاب

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ | ۱۵:۲۹ بعد از ظهر | نویسنده : ترنم |